میان بقچه زمین

همیشه یک صدای خوب ،

یک طلوع تازه هست

که دست های لخت هر درخت

و چشم های هر پرنده مهاجری در انتظار اوست

و دیدنش ،

اگر چه بارها و بارها

ولی درست مثل خنده ایدوباره تازه است ...

و راه او ،

در امتداد راه سبز جویبار

درون قلب دانه ای به زیر خاک

کنار من ، کنار تو ،

و نام او

بهار ...

سال نو مبارک